شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
تا که بودیم، نبودیم کسی ... کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که خفتیم، همه بیدار شدند ... تا که مردیم، همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست ... نه در آن موقع که افتاد و شکست
****************
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.
قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید
طبقه بندی: داستان کوتاه و آموزنده

فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش
یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشت
نکته : رقابت سکون ندارد.
طبقه بندی: داستان کوتاه و آموزنده
مردی در کنار رودخانهای ایستاده بود.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: داستان کوتاه و آموزنده



















